>

رد کردن لینک ها

جایگزین های تنبیه ( کمپین کتابخوانی کتابکوشا )

خلاصه فصل سوم

( جایگزین های تنبیه )

والدین اغلب گفته اند که با وجود شرکت در جلسات آموزشی باز روشهای گذشته غالب است فقط تفاوت با گذشته این است که قبلا نمی دانسته اند که این روش کاملا اشتباه است ، الان دانسته آنرا استفاده می کنند. ما می گوییم همین توجه به روششان اولین قدم به سوی تغییر کردن است . روند تغییر به راحتی نیست و امکان دارد بارها و بارها از روش های قدیمی و بی تاثیر استفاده کنید.

  • تنبیه کردن یا تنبیه نکردن ؟

اگر در کودکی تنبیه شده ایم و به حس هایی که بعد از تنبیه داشتیم برگردیم ، چه حسی پس از تنبیه داشتیم ؟

شاید احساس های تنفر ، انتقام ، لجبازی ، گناه ، بی ارزش بودن و افسوس خوردن برای خود، دکتر گینوت گفت : که مشکل تنبیه این است که اثر بخش نیست و فقط مایه سردرگمی است .

یعنی بجای آن که کودک بخاطر آنچه انجام داده احساس تاسف کند و به این که چطور می تواند اشتباهش را جبران کند فکر کند. با حس انتقام اشباع می شود.

به عبارت دیگر با تنبیه کودک ، ما عملا او را از روند مهم درونی یعنی رویارویی با بدرفتاری خود ، محروم می کنیم .

مثال : فرض کنید در یک فروشگاه در حال خرید هستید ، کودکتان یا در حال دویدن است یا مدام به این و آن دست می زند. یا کودکتان اره شما را برداشته و زیر باران جا گذاشته و حالا زنگ زده است.

از چه راهکارهای ممکنی غیر از تنبیه ، برای کنترل کودک ، می توان استفاده کرد ؟

  • جایگزین های تنبیه :

1-راهی را نشان دهیم که اثربخش باشد :

مادر : اگر سه تا لیموی درشت برایم بیاوری کمک خوبی کرده ای

2 – عدم رضایت خود را قویا بدون حمله به شخصیت کودک بیان کنید :

مادر : از این وضع خوشم نمی آید . وقتی بچه ها میان فروشگاه می دوند موجب آزار و اذیت مردم می شوند.

3- انتظارات خود را بیان کنیم :

پدر : انتظار دارم وقتی ابزار مرا امانت میگیری آنها را صحیح و سالم و در وضعیت خوبی به من برگردانی

4-به کودک نشان دهید که چطور می تواند کارش را اصلاح کند

پدر : چیزی که این اره نیاز دارد کمی سیم ظرفشویی و نیروی دست زیاد است. بعد از این کار با یک پوشش نازک از روغن روی اره باعث می شود برای استفاده های بعدی هم سالم بماند

5- راهی برای انتخاب بگذارید

مادر :  ندو! این جا دو انتخاب داری . یا راه بروی یا داخل سبد خرید بشینی . خودت انتخاب کن

6 – اقدام کنید

مادر : می بینم که تصمیم گرفتی داخل سبد بشینی

7 – بگذارید نتیجه کارش را ببیند

کودک : مامان کجا میری ؟

مادر : خرید

کودک : منم میام

مادر : نه امروز نمی شه

کودک : چرا نه ؟

مادر : خودت بگو چرا ؟

کودک : چون در فروشگاه دویدم ؟

مادر : درست گفتی

وقتی تمام این روش ها را امتحان کردیم و هیج کدام موثر واقع نشد و مشکل همچنان ادامه داشت چه کار باید کرد ؟

برای یک مشکل پیچیده یک مهارت پیچیده نیاز است که در زیر به نمونه ای از آن اشاره می شود

1 – در مورد احساسات کودک حرف بزنید ( به تصور من احساس تو این است که … ) عجله نکنید بگذارید نگرشتان این باشد که من واقعا تلاش می کنم تمام احساسات شما را درک کنم

2 – در مورد احساسات خودتان حرف بزنید . این قسمت باید کوتاه و واضح بیان کنید

3- کودک را برای یافتن راهکار قابل قبول دوجانبه دعوت کنید. بهتر است اولین ایده را کودک بدهد . هر آنچه بیان می شود یادداشت شود و اظهارنظری در مورد آن شود و با گشاده رویی بپذیرید

4 – مشخص کنید کدام ایده ها را دوست ندارد و کدام را نه و کدام عملی می شود . واکنش های شخصی خود را توصیف کنید ” از این مسئله ناراحت نمی شوم چون… ” مراقب جملاتی که می گویید باشید ” این ایده احمقانه است”

5- پیگیری کنید ( چه کسی مسئول چیه ؟ ) برای عملی کردن این برنامه چه مراحلی را باید پشت سر بگذاریم

پیام مهم در این نگرش این است : ” وقتی میان ما اختلاف نظری پیش می آید ما نباید نیروهای خود را علیه یکدیگر به کار ببریم و نگران این باشیم که چه کسی حرفش را به کرسی بنشاند و چه کسی مغلوب گردد. بجای آن می توانیم انرژی خود را صرف جستجوی نوعی راهکار کنیم که نیازهای هردوی ما را به عنوان افرادی مستقل محترم شمارد . ما به کودکان خودمان می آموزیم که احساس نکنند قربانیان یا دشمنان ما هستند. به آنها ابزاری می دهیم که بتوانند حالا در خانه و روزی در دنیای سخت و پیچیده ای که انتظارشان را می کشد ، در حل مشکلاتی که با آنها مواجه می شوند . مشارکت فعالانه داشته باشند  .

به گفتگو بپیوندید